دوره 6، شماره 23 - ( زمستان 1391 )                   جلد 6 شماره 23 صفحات 185-157 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- مدرسه عالی شهید مطهری تهران،
2- دانشگاه شهید مطهری(ره) تهران و پژوهشگر گروه فقه پزشکی، مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، مدرس دانشگاه و وکیل و مشاورحقوقی قوه قضائیه
3- مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و عضو پیوسته انجمن علمی حقوق پزشکی ایران،
چکیده:  

جامعۀ بشری از دیرباز تاکنون برخورد یکسانی با مجرمین روان‌بیمار نداشته است و نوع واکنش نسبت به این افراد متناسب با پیشرفت دانش بشری، متفاوت بوده است روزگاری بیماران روانی را مسخر ارواح شریر پنداشته و آنها را سوار بر کشتی‌های روانۀ رودهای اروپایی می‌کردند تا به جستجوی عقل و خرد بروند. اما امروزه در برخی جوامع عقیده چنین است که اختلالات روانی، مانع مسؤولیت کیفری می‌شوند و نه رافع مسؤولیت کیفری. قانونگذار کشور ما نیز در زمانی جنون و اختلال دماغی را در یک ردیف قرار می‌داد و در زمانی دیگر به اختلال نسبی شعور یا قوه تمیز یا اراده اشاره کرده بود و امروزه نیز مجنون را مرتکب جرم می‌شناسد اما مسؤولیت کیفری او را زائل می‌سازد. نوشتار حاضر با مطالعۀ تحلیلی، تطبیقی، به بررسی این مسئله می‌پردازد که اختلالات روانی طیف وسیعی هستند که بعضی مصادیق آنها فرد را فاقد مسؤولیت و در برخی مصادیق فرد را دارای مسؤولیت نسبی می‌سازد ودر پاره‌ای از مصادیق برفرد تأثیر نمی‌گذارد. همچنین این مسئله را مورد بررسی قرار می‌دهد که جنون مورد اشاره در ماده‌ی 51 قانون مجازات اسلامی با مفهوم جنون مدنظر روانپزشکان تفاوت دارد و قانونگذار صرفاً به درجات جنون اشاره داشته و به انواع جنون نپرداخته است. و در ماده 148 لایحه جدید قانون مجازات اسلامی به اختلالات تام تمیز و اراده اشاره گردیده، ولی به اختلالات نسبی قوه شعور یا اراده اشاره نشده است.


دریافت: 1391/8/10 | پذیرش: 1391/10/3

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.