1- . مرکز تحقیقات و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی یونسکو، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2- گروه روانشناسی مشاوره و تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.،
چکیده:
زمینه و هدف: ارائه تعاریف مختلف از اختلالات روانی و طبقهبندیهای آنها، از نظر علمی و عملی دارای آثار متعددی است. با درک اینکه وجود نگرش علمی نسبت به مفاهیم روانشناسی در حوزه حقوق، میتواند آثار و تبعات عملی بسیار مهمی را به همراه داشته باشد، نوشتار حاضر به دنبال بررسی نگرش مقامات قضایی نسبت به اختلالات روانی است.
روش: نوشتار حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوا و با بهرهگیری توأمان از رویکردهای کمی و کیفی، آرای صادره از محاکم مختلف (اعم از بدوی و تجدید نظر) و دیوان عالی کشور را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری کلیه آرای صادره از محاکم و نمونه پژوهش حاضر، آرایی است که به صورت مستقیم در حوزه اختلالات روانی و مفاهیم روانشناختی صادر شدهاند.
ملاحظات اخلاقی: در مقاله حاضر، اصول اخلاقی، صداقت، رعایت حقوقی، رازداری و اصل مالکیت مادی ـ معنوی رعایت شده است.
یافتهها: نتایج حاصل از پژوهش نشاندهنده عدم آشنایی کامل و دقیق مقامات قضایی با مفاهیم روانشناختی، وجود نگرشهای افراطی و تفریطی نسبت به این اختلالات و نیز وجود دیدگاههای مختلف (و بعضاً غیر علمی) در خصوص حدود و ثغور این اختلالات است.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که نگرش مقامات قضایی نسبت به اختلالات روانی متنوع و غالباً غیر علمی است و در تفسیر مفاهیم روانشناختی اغلب افراط و تفریط مشاهده میشود. این نگرشها میتواند هم موجب گسترش حمایت از حقوق افراد مبتلا و هم محدودشدن آن شود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
دریافت: 1403/4/16 | پذیرش: 1403/8/22