Pournajafi V A, Barghi M M, Motavallizadeh Naeini N, Kalantari A, Azizi A. An Analysis of the Legal Foundations of Mental Health Courts in the Common Law Legal System. MLJ 2026; 20 (61) :531-545
URL:
http://ijmedicallaw.ir/article-1-1902-fa.html
پورنجفی وجیههالسادات، برغی محمدمهدی، متولیزاده نائینی نفیسه، کلانتری عباس، عزیزی علی. واکاوی مبانی حقوقی دادگاههای سلامت روان در نظام حقوقی کامنلا. مجله علمی پژوهشی حقوق پزشکی. 1405; 20 (61) :531-545
URL: http://ijmedicallaw.ir/article-1-1902-fa.html
1- گروه حقوق، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه میبد، میبد، ایران.
2- گروه حقوق، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه میبد، میبد، ایران.،
3- گروه فقه و حقوق، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه میبد، میبد، ایران.،
4- قاضی دادگاه اطفال و نوجوانان، تهران، ایران.،
چکیده:
زمینه و هدف: در بیش از سه دهه گذشته، در برخی کشورهای تابع نظام حقوقی کامنلا، برنامههای درمانی و اصلاحی در قالب دادگاههای سلامت روان به عنوان شیوهای از رسیدگی قضایی نوین، مورد تمسک قرار گرفته است، اما این موضوع که شکلگیری برنامههای مذکور بر چه مبانی حقوقی استوار میباشد، محل پرسش است. همچنین نظر به ضرورت اجرای عدالت در خصوص مخاطبین این برنامهها که از بیماری روانی رنج میبرند، پژوهش در زمینه ماهیتشناسی دادگاههای مذکور اهمیت مییابد. هدف از نگارش این مقاله، تحلیل مبانی حقوقی این نوع برنامهها است که در قالب دادگاههای تخصصی سلامت روان یا در بطن دادگاههای سنتی، اما با شیوهای نوین در رسیدگی و واکنش نسبت به جرائم مرتکبین دارای اختلال روانی کمتر از جنون اجرا میشود.
روش: این مقاله به روش توصیفی و با استفاده از دادهها و منابع کتابخانهای صورت گرفته است.
ملاحظات اخلاقی: در این روش، اصول اخلاقی و امانتداری علمی رعایت شده است.
یافتهها: بر پایه یافتههای این پژوهش، دادگاههای سلامت روان بر اساس رویکردهای اصلاحی ـ درمانی و حل مسأله، شکل گرفته و بر مبنای نظریات حقوق درمانمدار، عدالت ترمیمی و حقوق پیشگیری، سامان یافتهاند.
نتیجهگیری: در نهایت، میتوان گفت که دادگاههای مذکور در نظام حقوقی کامنلا، بیشتر بر جنبه درمان محوری قانون، در کنار تجربه عملی در رویههای قضایی، استوار میباشد. همچنین با واکاوی مبنای حقوقی، فرایند رسیدگی به جرائم ارتکابی، توسط افراد موضوع دادگاههای سلامت روان، بر پایه رویکرد «دفاع مسئولیت نقصان یافته» طرحریزی و عملیاتی شده است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
دریافت: 1404/9/25 | پذیرش: 1405/2/14