Baie Lashaki A, Habibi Tabar M, Ismaili M. Criminal Liability of Patients with Paraphilic Disorders: The Role of Necessity from the Perspectives of Islamic Jurisprudence and Positive Law. MLJ 2026; 20 (61) :546-555
URL:
http://ijmedicallaw.ir/article-1-1931-fa.html
بائی لاشکی عباس، حبیبیتبار محمود، اسماعیلی مهدی. مسئولیت کیفری بیماران مبتلا به اختلالات پارافیلیک، با توجه به نقش عنصر اضطرار، از دیدگاه فقه اسلامی و حقوق موضوعه. مجله علمی پژوهشی حقوق پزشکی. 1405; 20 (61) :546-555
URL: http://ijmedicallaw.ir/article-1-1931-fa.html
1- گروه حقوق، واحد آیتا... آملی، دانشگاه آزاد اسلامی، آمل، ایران.،
2- گروه حقوق جزا و جرمشناسی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3- گروه حقوق جزا و جرمشناسی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.،
چکیده:
زمینه و هدف: اختلالات پارافیلیک به دلیل ماهیت تکانشی و آسیبزای خود، چالشهای بنیادینی را در نظام عدالت کیفری ایجاد کردهاند. هدف این پژوهش، تبیین وضعیت مسئولیت کیفری این بیماران با تمرکز بر مفهوم «اضطرار» به عنوان یکی از عوامل رافع مسئولیت است؛ چرا که بسیاری از کنشهای مجرمانه در این اختلالات، ناشی از فشارهای درونی شبهاضطراری جهت تخلیه هیجانات روانی است.
روش: این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای (شامل متون فقهی و مقررات قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲) به واکاوی مبانی نظری مسئولیت کیفری پرداخته و با رویکرد تطبیقی، امکان شمول قاعده اضطرار (ماده ۱۵۲ ق.م.ا) بر تکانههای غیرارادی ناشی از اختلالات روانی را بررسی میکند.
ملاحظات اخلاقی: در تمامی مراحل تحقیق، اصول و قواعد روش تحقیق به طور کامل رعایت گردید.
یافتهها: یافتههای تحقیق نشان میدهد که اگرچه در فقه اسلامی اصل بر مسئولیتپذیری فرد مکلف است، اما در صورت اثبات زوال اراده یا درک ناشی از اختلالات شدید پارافیلیک، میتوان عمل بیمار را از منظر «فقدان عنصر معنوی» تحلیل کرد. همچنین، تحلیل «اضطرار» به عنوان ابزاری برای رفع مسئولیت کیفری، در جرائم ناشی از پارافیلیا با چالش «فقدان تناسب میان خطر و جرم» مواجه است، اما میتوان از آن به عنوان مبنایی برای کاهش مجازات (تخفیف) یا جایگزینی درمان به جای کیفر بهره جست.
نتیجهگیری: : نتیجه حاصل از این بررسی بیانگر آن است که نظام کیفری ایران نیازمند گذار از رویکرد صرفاً سرکوبگرانه نسبت به بیماران پارافیلیک به سمت رویکردی مبتنی بر «طبدادرسی» است. با توجه به اینکه اضطرار درونی (تکانه روانی) متفاوت از اضطرار بیرونی موضوع ماده ۱۵۲ ق.م.ا است، پیشنهاد میشود قانونگذار در بازنگریهای آتی، «نورودانش و سلامت روان» را در قالب احراز عدم قصد مجرمانه (فقدان اراده آزاد) به صراحت وارد قانون مجازات اسلامی 1392 نماید.
زمینه و هدف: اختلالات پارافیلیک به دلیل ماهیت تکانشی و آسیبزای خود، چالشهای بنیادینی را در نظام عدالت کیفری ایجاد کردهاند. هدف این پژوهش، تبیین وضعیت مسئولیت کیفری این بیماران با تمرکز بر مفهوم «اضطرار» به عنوان یکی از عوامل رافع مسئولیت است؛ چرا که بسیاری از کنشهای مجرمانه در این اختلالات، ناشی از فشارهای درونی شبهاضطراری جهت تخلیه هیجانات روانی است.
روش: این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای (شامل متون فقهی و مقررات قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲) به واکاوی مبانی نظری مسئولیت کیفری پرداخته و با رویکرد تطبیقی، امکان شمول قاعده اضطرار (ماده ۱۵۲ ق.م.ا) بر تکانههای غیرارادی ناشی از اختلالات روانی را بررسی میکند.
ملاحظات اخلاقی: در تمامی مراحل تحقیق، اصول و قواعد روش تحقیق به طور کامل رعایت گردید.
یافتهها: یافتههای تحقیق نشان میدهد که اگرچه در فقه اسلامی اصل بر مسئولیتپذیری فرد مکلف است، اما در صورت اثبات زوال اراده یا درک ناشی از اختلالات شدید پارافیلیک، میتوان عمل بیمار را از منظر «فقدان عنصر معنوی» تحلیل کرد. همچنین، تحلیل «اضطرار» به عنوان ابزاری برای رفع مسئولیت کیفری، در جرائم ناشی از پارافیلیا با چالش «فقدان تناسب میان خطر و جرم» مواجه است، اما میتوان از آن به عنوان مبنایی برای کاهش مجازات (تخفیف) یا جایگزینی درمان به جای کیفر بهره جست.
نتیجهگیری: : نتیجه حاصل از این بررسی بیانگر آن است که نظام کیفری ایران نیازمند گذار از رویکرد صرفاً سرکوبگرانه نسبت به بیماران پارافیلیک به سمت رویکردی مبتنی بر «طبدادرسی» است. با توجه به اینکه اضطرار درونی (تکانه روانی) متفاوت از اضطرار بیرونی موضوع ماده ۱۵۲ ق.م.ا است، پیشنهاد میشود قانونگذار در بازنگریهای آتی، «نورودانش و سلامت روان» را در قالب احراز عدم قصد مجرمانه (فقدان اراده آزاد) به صراحت وارد قانون مجازات اسلامی 1392 نماید.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
دریافت: 1403/9/2 | پذیرش: 1404/2/16