1- گروه حقوق پزشکی، دانشکده حقوق، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران.،
2- مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.
چکیده:
زمینه و هدف: پیشرفتهای دانش بشری و فناوریهای نوین، هرچند بستری برای توسعه و ارائه بهینه خدمات درمانی فراهم نموده و بر کیفیت درمان به نحو چشمگیری افزوده است، لیکن با تبادل سریع اطلاعات و تسهیل دسترسی به دادهها در دنیای نوپدید فضای سایبر و به ویژه زیست درشبکههای اجتماعی و بالطبع گسترش آگاهی مردم و افزایش انتظارات آنان در کنار پیچیدگیهای فرآیند درمان، به گونهای فزاینده بر تعداد دعاوی علیه پزشکان، افزوده است. از این رو نظامهای مختلف حقوقی، درصدد برآمدند تا با تفکیک این نوع دعاوی از دعاوی عمومی، مقررات ویژهای را تدوین کنند که ضمن تأمین منافع طرفین اختلاف، تقویت اعتماد به سیستم درمان و ارتقای نظام سلامت را نیز به همراه داشته باشد. این پژوهش با هدف دستیابی به شیوههای کارآمد و بهینه حل اختلافات پزشکی، درصدد تبیین مزایا و چالشهای احتمالی فرآیند داوری و میانجیگری در رسیدگی به دعاوی پزشکی است.
روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی صورت گرفته و در جمعآوری دادهها از روش کتابخانهای و جستجو در اینترنت بهره گرفته شده است.
ملاحظات اخلاقی: در نگارش پژوهش حاضر صداقت، امانتداری و حقوق مالکیت فکری رعایت شده است.
یافتهها: ماهیت دعاوی پزشکی و پیچیدگیهای منحصر به فرد پروندههای قصور و تقصیر پزشکی، مستلزم بازنگری و نوسازی قوانین اعم از نهادی و ماهوی است.
نتیجهگیری: با تدوین قوانین منسجم،کارآمد و روزآمد در حوزه پزشکی و نظاممندنمودن کاربست شیوههای فراقضایی، از جمله داوری و میانجیگری در راستای تحقق اصل عدالت و انصاف میتوان خارج از فضا و ماهیت خصمانه سیستم دادرسی سنتی، با حل و فصل منصفانه، سریع، مقرون به صرفه و مؤثر اختلافات، از پدیده بحران در نظام سلامت پیشگیری نمود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
دریافت: 1404/7/12 | پذیرش: 1404/12/11