Aghdastinat H R, Rafiee Moghadam A. The Necessity or Permissibility of Contracts for the Transfer of Human Organs from the Perspective of Medical Law and Islamic Jurisprudence. MLJ 2026; 20 (61) :691-705
URL:
http://ijmedicallaw.ir/article-1-1999-fa.html
1- گروه الهیات، دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.
2- گروه حقوق، دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.،
چکیده:
زمینه و هدف: قانونگذار در ماده واحده قانون پیوند اعضای بیماران فوتشده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است، مصوب 1379 پیوند اعضای بدن انسان را نسبت به اشخاص فوتشده و مرگ مغزی پذیرفته، لکن نسبت به قراردادهای راجع به انتقال اعضای بدن از اشخاص زنده حکم صریحی در قوانین مدون وجود ندارد.
روش: این تحقیق از نوع نظری بوده و روش آن به صورت توصیفی ـ تحلیلی با ابزار کتابخانهای میباشد.
ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.
یافتهها: به نظر میرسد فارغ از نوع قراردادی که توجیهکننده ماهیت حقوقی این قراردادها باشد، به رغم اصل لزوم قراردادها، در این مورد خاص به جهت ارتباط مستقیم آن با تمامیت جسمانی شخص و رابطه تنگاتنگ آن با حقوق مربوط به شخصیت، بایستی چنین قراردادهایی را در زمره قرادادهای جایز طبقهبندی نمود.
نتیجهگیری: مادام که پیوند عضو از انسان زنده به دیگری صورت نپذیرفته، این قراردادها به هر شکل و با هر دلیل قابل فسخ، لکن پس از انجام عمل پیوند، عضو پیوندیافته در حکم تلفشده محسوب و نیز به دلیل کرامت و حرمت حقوق مربوط به شخصیت و تمامیت جسمانی دریافتکننده پیوند و نیز به استناد اصالهاللزوم نمیتوان قائل به حق فسخ چنین قراردادهایی شد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
دریافت: 1404/3/6 | پذیرش: 1404/7/3